|
Baran & Ensi شعاع مهربونیت را روز به روز زیادتر کن اونقدر که روزی بتونی همه رو توی اون جا بدی
| ||
|
لطفا پس از ورود به وب تا به انتهای وبلاگ مراجعه فرمایید
سلام به لطافت بارون و قشنگی رنگین کمون و شادابی یه گل تازه شکفته حالتون که خوب خوبه ؟ مگه نه ؟ اگرم حالت خوش نیست اشکالی نداره ، میدونی چرا ؟ چون ما دو تا این وب رو راه انداختیم که دور هم بیخیال غم دنیا بشیم
البته اینم بگم که ما هرکدوممون وب های جداگانه ای داریم که می چرخونیم اینجا به غیر از عشق و محبت پاک و خالص دو تا دوست شیطون بلا چیز دیگه ای نصیبتون نمیشه ( قابل توجه مردم آزارها ) دوستای گل توروخدا تند تند نظر بذارید ، نه بخاطر اینکه آمار بازدیدمون بره بالا بلکه بخاطر اینکه خوشمون میاد یعنی حس خوبی بهمون دست میده و مطمئن میشیم که هنوز توی دلتون جا داریم هرکی هم تبادل لینک خواست اول مارو بنام باران و انسی لینکمون کنه بعداً بهمون خبر بدید که لینکتون کنیم در ضمن اگه مطلبی ، عکسی ، آهنگی داشتید بگید بذاریم بنام خودتون و اگه هم نداشتید اما دنبالش میگردید بگید میذاریم براتون پیام مدیر وبلاگ و قانون وبلاگ رو حتما بخونید ... دیگه نمیدونیم چی بگیم ... !؟!؟ [ 90/06/03 ] [ 15:56 ] [ بــــــــاران ]
سلام دوستای عزیزم خیلی وقت بود نیومده بودم نت دلم براتون
یه ذره شده بود خوبین؟خوشین؟ ولنتاینتونم مبارک باشه ایشالله همیشه سالمو سلامت باشین بچه ها براتون تو نت گشتمو این مطالبو عکسارو یافتم امیدوارم خوشتون بیاد ملت ایران از جمله ملت هایی است که از گذشته های دور زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، پیشینیان ما به مناسبت های گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند. و این جشن نیز نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهانبینی ایرانیان باستان است و شایسته است که این حس دوستی و عشق ورزیدن را به فراموشی نسپاریم و 2۹ بهمن ماه روز سپندارمذگان و عشق ایرانی را گرامی بداریم. چه خوبه که ما ایرانیان هم علاوه بر اینکه روز 29 بهمن بعنوان ولنتاین مورد توجه قرار می دهیماین چهار روز فاصله را نیز روز عشق بدانیم روز عشـق فرنـگی (ولنتـاین) در کشـورهای مختـلف جـهان طعم عشق و دوستی بر کام ساکنان ایران زمین جاودانه باد ولنتاینتون مبارک باشه دوستای بامعرفتم....چاکریم [ 90/11/20 ] [ 17:0 ] [ انـــــــــسی ]
![]() شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم شما یادتون نمیاد، …شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد.سر زد از افق…مهر خاوران ! شما یادتون نمیاد، قبل
از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت
سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می
کنم.. شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز. شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد. شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه. شما یادتون نمیاد، کاغذ
باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار
اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره
میگرفت جوجه های رنگی میداد. شما یادتون نمیاد،
خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب
تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر
بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم. شما یادتون نمیاد، سریال
آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد
قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی
بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند.
بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و
قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما
باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می
تونه باشه. شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم. شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن ! شما یادتون نمیاد، اون
قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست
میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد
و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!! شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت. شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون . شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود. شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟ شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه ! شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو ! شما یادتون نمیاد، پاک
کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم
که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف
می شد ! شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم ! شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی ! شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن ! شما یادتون نمیاد، یه
زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست
بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت
ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه
رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم ! شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه ! شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه ! شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!! شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم ! شما یادتون نمیاد، گل
گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم
کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و
برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی
گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده ! شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد ! شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم. شما یادتون نمیاد، آسیاب
بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛
جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن،
تندتر تندترش کن! شما یادتون نمیاد، اونجا
که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش.
عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش. شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم! شما یادتون نمیاد، که
چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد
پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی
واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره. شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام… شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر. شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم! شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..! شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد. شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی… شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمیزد. ![]()
[ 90/10/30 ] [ 21:32 ] [ بــــــــاران ]
دوستان سلام امروز 25 آذر تولد یه آدمه یکی که اشتباهی بدنیا اومد کسی که تمام سالهای تولدش تنها بود یا برق نبود یا کسی پیشش نبود یا صدایی از تلفن یا زنگ درب بلند نمیشد و ... یکی که اومدنش اشتباه محض بوده کسی که الان وارد 22 سال شده و عین 22 سال رو در عذابه میخوام بهش بگم تولد اشتباهیت مبارک تولد باران نگاه کن به من
که پریشون و غم زده ام نگاه کن به من که سردار غم کده ام [ 90/09/25 ] [ 13:0 ] [ بــــــــاران ]
سلام دوست جونیام خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟ خوش اومدید به مراسممون اااااااا خبر ندارید ؟ ای بابا اینهمه بادکنک و کیک و کلی خرت و پرت نمیدونید چیه ؟ نه عروسی کجا بود ؟ تولدهههههههههههههههههههههههههه اونم تولد کی فکر میکنی ؟ خب معلومه دیگه انسیه جونم ![]() بچه ها خودش توی تولدش حضور نداره چون یه مشکل کوچولو واسش پیش اومده آهان راستی ... ! امروز عید غدیر هم هست یه روز استثنائیه واسم اگه گفتید واسه چی ؟؟؟؟؟ چون هم تولد دوست عزیزمه هم عید امام علی آخه من امام علی رو از همه بیشتر دوست دارم اصلا دیوونه ی این اسمم اینارو گفتم که گرم بشید حالا بفرمائید ادامه مطلب واسه جشن تولد + جشن عید غدیر ادامه مطلب [ 90/08/23 ] [ 12:0 ] [ بــــــــاران ]
تهوعآورترین سوالهای فامیلی ![]() کودکی : مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو ؟ مدرسه : معدلت چند شد ؟ نوجوانی : بزرگ میشی میخوای چیکاره بشی ؟ دانشجویی : درست کی تموم میشه ؟ بعدر از درس : چرا ازدواج نمیکنی ؟ بعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین ؟ بعد از بچه : این بچه قیافهش به کی رفته ؟ و بعد گذشت سالها : تو که خوشگل بودی و مال داشتی و اخلاق گلی داشتی و تحصیلات عالیه ، چرا خودتو اسیر شوهر و بچه کردی ؟ ![]() [ 90/07/25 ] [ 12:20 ] [ بــــــــاران ]
آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست / با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید
ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است / لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید
بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ / معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید
تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه / با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید
البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها / پیش فامیل مقابل آبروداری کنید
میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است / پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید
گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی / دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید
موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان / پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر / هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید
در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب / کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید
گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه / چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید
ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک / دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید
لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست / از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید
البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای / پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید
حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری / با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید
کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟ / با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید
در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور / بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید
[ 90/07/08 ] [ 10:28 ] [ بــــــــاران ]
خاک ایران یکسر از دکتر پر است
هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران
اینقدر دکتر نباشد در جهان
گر غمی داری بگو ای جان من
دکتری هست اندر آن اندیشه ام
شهر دکتر کوچه دکتر باغ دکتر
کبک دکتر فنچ دکتر زاغ دکتر
عابران هر خیابان دکترند
دانههای برف و باران دکترند
هم وزیران هم مدیران دکترند
وای! بیش از نصف ایران دکترند
هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
دیپلم ردیست اما دکتر است
هرکه شد محبوب از ما بهتران
هرکه شد منصوب بالا دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده
یا گرفته دکتری یا دکتر است
شعر نو مدیون دکترها بوَد
تو ندانستی که نیما دکتر است؟
شاعر تیتراژهامان دکتر است
مجری اخبار سیما دکتر است
آنکه مثل آفتاب نیمهشب
رد شد از هفت خوان ژوری دکتر است
شاد باش ای دکتر زیبای ما
دکترای جمله و اندیشه ها
ای تو افلاطون و جالینوس ما
دکترایت حجت و ناموس ما
در جهانی که پر است از نابغه
دکتری چندان ندارد سابقه
بیسبب افسردهای غم میخوری
سرزمین ماست مهد دکتری
خطمان وقتی شبیه میخ بود
ایبسا دکتر در آن تاریخ بود
اینهمه آدم که در عالم نبود
آدمی کم بود و دکتر کم نبود
من نگویم شاعران فرمودهاند
رخش و رستم هردو دکتر بودهاند
گرچه باشد قصهها پشت سرش
دکتری دارند ملا و خرش
شاعران از رودکی تا عنصری
بیگمان دارند هریک دکتری
شعلههای عشق چون گر میگرفت
آتشی در خیل دکتر میگرفت
[ 90/06/25 ] [ 12:20 ] [ بــــــــاران ]
سلام دوستان خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ بالاخره منم اومدم اپ کنم خیلی خوشحالم باران جونم چه طوره؟حالش خوبه؟ خب دیگه برای مشاهده مطلبم لطف کنین برین ادامه مطلب..... مر۳۰ منتظره نظراتون هستیم ادامه مطلب [ 90/06/16 ] [ 16:12 ] [ انـــــــــسی ]
شدم بيدار از خواب و خماري
به آن هرلحظه ای چيزي فزودند
سُس و استيك با نان برشته
كمي از اين كمي از آن چشيدم
درون معده ام با اندكي سير
بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
به من دادند با يك دانه ليمو
براي اهل خانه ناز كردم
نمود م صبح تا شب استراحت
كمي يخدر بهشت يك خورده حلوا
زدم تو رگ كمي از زولبيا هم
نفهميدم چسان آمد و كي شد
به خود سازي ولي اقدام كردم
به ماه روزه ده كيلو فزودم
به خود سازي وليكن كردم عادت
بده توش و تواني را به« جاويد»
اگرچه او شود از دم رفوزه ![]() ![]() [ 90/06/03 ] [ 12:48 ] [ بــــــــاران ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||